آریان گلصورت: هجوم در ادامه همان دغدغههای فرمی فیلمهای گذشته شهرام مکری ساخته شده و کمتر نسبتی با جریان حاکم بر سینمای امروز ایران دارد. فیلمی که به واسطه ساختار فرمی و شیوه روایتاش، انتظارات ما را از مدیوم به چالش میکشد و به همین دلیل نیز واکنشهای متفاوتی را برانگیخته و بیشتر مناسب مخاطبان جدیتر سینما است.
۱- «یا شیفتهاش میشوید و یا از آن متنفر» این عبارتی است که عدهای در مواجهه با هجوم به کار میبرند. عبارتی که فضای گفتمان درباره چنین فیلمی را محدود کرده و به سرعت میخواهد همه مخاطبان را به دو گروه موافق و مخالف تقسیم کند. رویکردی که بیشتر به خود فیلم و البته فیلمساز آسیب میزند. در حالی که هجوم نیز نقاط قوت و ضعف خودش را دارد و قرار نیست یا آن را حتما یک اثر درخشان بدانیم و یا یک فیلم بیارزش. این شیوه برخورد صفر و صدی با هجوم بیشتر حاصل یک نوع هیجانزدگی است. انگار در این فضای مضمونزده و مملو از فیلمهای شبیه به هم سینمای ایران، برخی فرصت این را پیدا کردهاند که میلشان به ستایش همه جانبه از یک فیلم خارج از جریان اصلی را پاسخ دهند و عدهای دیگر نیز با نادیده گرفتن تمام دستاوردهای آن، به دنبال بیاهمیت جلوه دادن جنبههای مختلفاش هستند. در چنین شرایطی، به نظر میرسد که فاصله گرفتن از صفکشیها و واکنشهای اغراقآمیز، میتواند فضای مناسب را برای گفتوگو درباره فیل
برچسب: نویسنده: بهنام سلطانی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 5:36
فارغ التحصیلی (کریستین مونجیو):
در فارغ التحصیلی درست مانند فروشنده و او/ اِل درام حول واکنش شخصیت اصلی به یک تجاوز شکل میگیرد. انگار در دوران پس از ظهور داعش و گسترش پدیده مهاجرت، مسئله اصلی فیلمهای حاضر در جشنواره کن سال گذشته تجاوز و تعرض به حریم شخصی انسانها بوده است. با وجود این، فیلمِ مونجیو تفاوتهای آشکاری با آثار فرهادی و ورهوفن دارد. در اینجا با پدری مواجه هستیم که تلاش میکند زندگی دخترش را پس از وقوع یک رخداد ناگوار سامان ببخشد و حفظ کند. در فارغ التحصیلی نه بحث انتقامجویی و کینه مطرح است و نه روی آوردن به بازیهای بیمارگونه. نگاهِ شخصیت پدر در این فیلم رو به آینده است. از این رو فارغ التحصیلی بیش از تجاوزی که تعادل زندگی دختر را در بزنگاهی سرنوشتساز بر هم میزند، بر تصمیمات پدر مبنی بر بازگرداندن این تعادل تمرکز میکند. فیلمی که درست مانند فروشنده هم ابعاد اجتماعی گستردهای به داستانش میبخشد و هم شخصیتهایش را درگیر چالشهای اخلاقی و تردید در انتخاب میکند. مونجیو حتی مانند فرهادی صحنه تجاوز را به ما نشان نمیدهد. هر چند این نشان ندادن بر خلاف فروشنده به یک ضعف در روایت تبدیل نشده و مخاطب را به شکل بیهودهای درگیر ابهام و تعلیق نمیکند. در فارغ التحصیلی این شک که واقعا تجاوز رخ داده یا نه مطرح میشود، اما فیلم به سرعت از آن عبور میکند. چون اینکه دقیقا چه اتف
برچسب: نویسنده: بهنام سلطانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 23:47
سکوت (مارتین اسکورسیزی)
نبرد میان جسم و روح
مارتین اسکورسیزی بالاخره پس از سه دهه، موفق شد اقتباسی از رمان محبوب خود را جلوی دوربین ببرد. سکوت که بر اساس کتابی به قلم شوساکو اندو ساخته شده است، داستان دو کشیش جوان در قرن هفدهم را به تصویر میکشد که برای پیدا کردن استاد خود به ژاپن میروند. استادی با نام «پدر فِرِرا» که برای گسترش دین مسیح از سوی کلیسای پرتغال به ژاپن سفر کرد، اما پس از گذشت چند سال مرتد شد و از مسیحیت به دین بودا گروید.
میتوان گفت که سکوت در کنار آخرین وسوسه مسیح (1988) و کوندون (1997)، سه گانه مذهبی اسکورسیزی را کامل میکند. البته در بسیاری از فیلمهای استاد میتوان رد پای دغدغههای مذهبی را دید، اما این سه فیلم به طور ویژه به مسائل دین و ایمان میپردازند. با وجود این، دو تجربه پیشین اسکورسیزی در این زمینه را نمیتوان جزو آثار موفق کارنامهاش به حساب آورد. آخرین وسوسه مسیح اگر چه فیلمی بسیار مهم در گونه خود به حساب میآید و جسورانه تلاش میکند وجوه انسانی و زمینی به اسطوره مسیح بخشیده و او را درگیر چالشهای اخلاقی و تردیدهای ناشی از بار سنگین مسئولیت نشان دهد، اما هرگز جزو آثار محبوب اسکورسیزی قرار نگرفت. هر چند در بین علاقهمندان جدی سینما، طرفداران خاص خود را دارد. کوندون نیز در زمان اکران با واکنش منفی منتقدان و مخاطبان رو بهرو شد و در سالهای بعد نیز نتوان
برچسب: نویسنده: بهنام سلطانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 23:47
مادر قلب اتمی (علی احمدزاده)
فیلم عجیب و غریبی است و طبعا نحوه ارتباط برقرار کردن با آن متفاوت خواهد بود. سازندگان اثر تلاش کردهاند پا به عرصههای کمتر آزموده شدهای در سینمای ایران بگذارند و شیوه بیانی و فضاسازی تازهای را امتحان کنند. از این رو فیلم با اینکه نمیتواند بخش قابل توجهی از مخاطبانش را در پایان اقناع کرده و جهان معنایی مد نظرش را به سرانجام برساند، اما همچنان لحظات هیجانانگیزی دارد که نشان میدهد در این سینمای محافظهکار ما، تا چه اندازه کمبود سینماگران ماجراجو احساس میشود. مادر قلب اتمی که دومین همکاری مشترک علی احمدزاده و مانی باغبانی است، نسبت به مهمونی کامی یک پیشرفت محسوس به حساب میآید. فیلمی که مشخص است ارزان ساخته شده و اغلب دقایق آن، با کمترین تنوع پلان، در ماشین میگذرد. با وجود این، فیلمساز تلاش کرده چه در دکوپاژ و انتخاب زاویه دوربین و چه در دیالوگنویسی و انتخاب موقعیتهای داستانی، متفاوت از جریان مرسوم سینمای ایران حرکت و در نهایت نیز حاصل کار را به فیلمی ضدِ فرهنگِ تبلیغ شده از سوی نگاه رسمی تبدیل کند.
مادر قلب اتمی بخشی از مردم ما را به تصویر میکشد که سهم چندانی در فیلمهای سینمای ایران ندارند. این فیلمی است که از دل جامعه به سرعت در حال تغییر دهه نود بیرون آمده است و شخصیتهایش جوانان «چِت و سرگردانی» هستند که فاز وقتگذرانیهای شبانه در تهرانِ
برچسب: نویسنده: بهنام سلطانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 23:47